اسکرین شات های قلّابی…

خسته ام از مکاتبِ تشویش

خسته از شعرِ بی صدا، بی تو

از مدل های “موج نو” در شعر

از تمامیِ واژه ها، بی تو

استیکرهای بوسه می رقصد

در فضای مجازیِ یک شهر

همه دور از حقیقتی مبهم

همه درگیر بازی یک شهر

خسته ام از قسم، که می ریزد

روی دل، در نشیبِ اشکی سرد

اسکرین شات های قلّابی

شده کابوس هر شب یک مرد

رنگ تحقیرهای معشوقه

برق زد روی چهره ی عاشق

ماندم و یک سکوت معنادار

ماندم و یک گلو پر از هِق هِق

روی یه تختخواب، تنها، تو…

روی یک تختخواب، تنها، من…

وقت یک انتخاب، تنها تو…

وقت یک انتخاب، تنها من…

حسرت یک معاشقه در دل

غلغله در گلوی خشکیده

در تن سرد و خسته ام امشب

لذت یک بلوغ پیچیده

من و تو مانده ایم و یک حسرت

من و تو مانده ایم و یک ساغر

ساقی! امشب بریز از دیشب

استکان شراب را پُرتر

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

راه اندازی صفحه شخصی در توییتر

بنام حضرت دوست درود به چهارشنبه آخرین روز خرداد نودوشش بنا به پیشنهاد مهرآفرینان همراه، دوستان جان و همراهان مهربان، می‌توانند از امروز در کنار همه‌ی شبکه‌های مجازی، دلدادگی‌های بی سرو ته بنده را در صفحه‌ی شخصی راه اندازی شده در توییتر ...

یادداشت ادبی فاطمه حمزه پور(ناهید) به بهانه سالروز شهادت دایی ها و برادرها

هوالشاهد داداش‌ها و دایی‌ها! هنوز برایتان ننوشته‌ام نخواستم که بنویسم که مبادا بگویند با مرکب خون شما خودنمایی می‌کنم از هیچ موضوعی که مرتبط با شما باشد نگفتم هیچ جا از نسبتم با شما سخنی نگفتم مگر به دوستی خیلی صمیمی آن ...

درد چاه…

چشمم ابری و وا نشد بغضم باز باران و باز غوغا شد قطره‌ای بر قلم چکید امشب تا که این بیت‌ها مقفا شد درد صفین و نهروان در دل از زمانی که عدل را آورد مرد لبخندِ بی بضاعت‌ها بر سر چاهِ ...