اسکرین شات های قلّابی…

خسته ام از مکاتبِ تشویش

خسته از شعرِ بی صدا، بی تو

از مدل های “موج نو” در شعر

از تمامیِ واژه ها، بی تو

استیکرهای بوسه می رقصد

در فضای مجازیِ یک شهر

همه دور از حقیقتی مبهم

همه درگیر بازی یک شهر

خسته ام از قسم، که می ریزد

روی دل، در نشیبِ اشکی سرد

اسکرین شات های قلّابی

شده کابوس هر شب یک مرد

رنگ تحقیرهای معشوقه

برق زد روی چهره ی عاشق

ماندم و یک سکوت معنادار

ماندم و یک گلو پر از هِق هِق

روی یه تختخواب، تنها، تو…

روی یک تختخواب، تنها، من…

وقت یک انتخاب، تنها تو…

وقت یک انتخاب، تنها من…

حسرت یک معاشقه در دل

غلغله در گلوی خشکیده

در تن سرد و خسته ام امشب

لذت یک بلوغ پیچیده

من و تو مانده ایم و یک حسرت

من و تو مانده ایم و یک ساغر

ساقی! امشب بریز از دیشب

استکان شراب را پُرتر

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

سردیِ دی…

آمدم با غزلِ حادثه‌ی انسان‌ها شبِ تلخیست؛ شبِ شاعریِ هذیان‌ها ما همه خانه‌ به‌ دوشیم؛ چه باکی از مرگ؟ بگذارید بخوابیم به گورستان‌ها بگذارید که در سردیِ دی‌، با وحشت زیر بوران، بفشاریم به‌هم دندان‌ها شبِ تزویر، به تاریکیِ خود مشغول‌است تا ...

انتشار دو غزل یلدایی عاکف در نشریه ذوالفقار کرمان

چهارشنبه یکم دی ماه دو غزل از سروده های عاکف  با عنوان “زمستان” و “پاییز رفت و…” در شماره ۸۶۹ نشریه ذوالفقار کرمان منتشر شد: اول فصل زمستان، دل، بهاری می‌شود ژاله ی اشک غزل، بر صفحه جاری می‌شود در نشیب کوه ...

به بهانه حضور استاد مودب در برنامه تلویزیونی: “شنیدن کی بود مانند دیدن”

اواخر تیرماه بود که گفتگویی با استاد جمال الدین مؤدب در نشریه ذوالفقار به چاپ رسید. استاد مسلم خوشنویسی که تابلوهای منحصر به فرد وی، چشم نواز و اعجاب برانگیزند. استاد جمالدین مؤدب که بیش از چهل سال مسؤول انجمن خوشنویسان کرمان ...