روز دانشجو…

دیروز برای یافتن آرامش و تمرکز فکر درباره ی یک تصمیم قطعی و سازنده، در آستانه “روزدانشجو” سری به دانشگاه و به تعبیری سری به خاطرات گذشته زدم.
دوران تحصیل در مجموع دوران خوبی بود؛ ایام  مدرسه از دبستان تا دبیرستان و  دانشگاه هم در دوران کارشناسی عمران و هم در مقطع ارشد ادبیات هر کدامش دارای مضامینی خاص و منحصربفرد از تجربه بود که به تعبیر یکی از اساتید عزیزم، مواجه شدن با چهره ها و شخصیت های متفاوت، جریمه ها و هدیه هایی به همراه داشته و دارد که شاید هرکدامش نقاط عطف زندگی به شمار رود.
شاید بتوانم بگویم یکی از بهترین چیزهایی که دانشگاه به من آموخت که همه آنها که در مسیر راه آدم قرار می گیرند هرکدام دارای خصلت هایی هستند و ماندن در کنار این خصلت های متعدد، متفاوت و متضاد هنر است.
خلاصه اینکه یادش بخیر…
شانزدهم آذر_روز دانشجو مبارک
عاکف

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

راه اندازی صفحه شخصی در توییتر

بنام حضرت دوست درود به چهارشنبه آخرین روز خرداد نودوشش بنا به پیشنهاد مهرآفرینان همراه، دوستان جان و همراهان مهربان، می‌توانند از امروز در کنار همه‌ی شبکه‌های مجازی، دلدادگی‌های بی سرو ته بنده را در صفحه‌ی شخصی راه اندازی شده در توییتر ...

یادداشت ادبی فاطمه حمزه پور(ناهید) به بهانه سالروز شهادت دایی ها و برادرها

هوالشاهد داداش‌ها و دایی‌ها! هنوز برایتان ننوشته‌ام نخواستم که بنویسم که مبادا بگویند با مرکب خون شما خودنمایی می‌کنم از هیچ موضوعی که مرتبط با شما باشد نگفتم هیچ جا از نسبتم با شما سخنی نگفتم مگر به دوستی خیلی صمیمی آن ...

درد چاه…

چشمم ابری و وا نشد بغضم باز باران و باز غوغا شد قطره‌ای بر قلم چکید امشب تا که این بیت‌ها مقفا شد درد صفین و نهروان در دل از زمانی که عدل را آورد مرد لبخندِ بی بضاعت‌ها بر سر چاهِ ...