غزل عاشقانه ای از دوست عزیز آقای مهدی حبیبی

بی تو این دیده کجا میل به دیدن داردakef-shakhes-95-38

قصه ی عشق مگر بی تو شنیدن دارد

 

بال پرواز مرا سخت شکستی ای داد

بعدتو وحشت یک لحظه پریدن دارد

 

لب خشکیده ی مارا نظری کن جانا

جز لبت بوسه مگر ارزش چیدن دارد

 

ای که راهت ز ره عشق جدا بنمودی

واقعا بعد تو این راه رسیدن دارد

 

مونسی نیست مرا بعد سفر کردن تو

همدم دردم و این درد، کشیدن دارد

 

تا که پرهیز نمودی ز هم آغوشی من

سینه ام حسرت آغوش ، شدیدا دارد

 

مهدی حبیبی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

برای آسمانی شدن افشین یداللهی

مجموعه تلویزیونی مذهبی و تاریخی و بسیار ارزنده‌ی شب دهم را خیلی خوب بخاطر دارم… سمفونی “تعزیتی از رویا” که در ترانه‌ی تیتراژ پایانی هر قسمت جاری بود هنوز گاهی دقیقه ها و شاید ساعت ها مرا به خود مشغول می‌کند. آن ...

به بهانه روز بزرگداشت پروین اعتصامی

پروین را بیشتر با نگاه عمیق اجتماعی و آزادگی و اعتراض‌هایش می شناسم. به عقیده من، حضور تاثیرگذار این بانوی بلندآوازه بعنوان یک زن در میدان درد و مبارزه‌ی فکری، یک رخ داد موثر و تاریخی در آن دوران است. «اعتراض در ...

نه به چهارشنبه سوری خطرناک

آیین چهارشنبه سوری، درتاریخ گذشتگان ایران زمین نشان از همدلی، مهربانی و زدودن غبار کینه و بغض داشته و یادآور فرار اندیشه های انسانی از تاریکی جهالت و گمراهی بوده و هست. اما در سال های اخیر، در بین بسیاری از هم ...