غزل عاشقانه ای از دوست عزیز آقای مهدی حبیبی

بی تو این دیده کجا میل به دیدن داردakef-shakhes-95-38

قصه ی عشق مگر بی تو شنیدن دارد

 

بال پرواز مرا سخت شکستی ای داد

بعدتو وحشت یک لحظه پریدن دارد

 

لب خشکیده ی مارا نظری کن جانا

جز لبت بوسه مگر ارزش چیدن دارد

 

ای که راهت ز ره عشق جدا بنمودی

واقعا بعد تو این راه رسیدن دارد

 

مونسی نیست مرا بعد سفر کردن تو

همدم دردم و این درد، کشیدن دارد

 

تا که پرهیز نمودی ز هم آغوشی من

سینه ام حسرت آغوش ، شدیدا دارد

 

مهدی حبیبی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

زبان از تشکر قاصر است

بنام خداوند مهرآفرین سلامی چو بوی خوش آشنایی با تقدیم بهترین درودها خدمت دوستان جان و اهالی معرفت و عشق و زیبایی. در روزهای اول ورود به سی و پنجمین سال زندگی پرهیاهو و پر فراز و نشیب خودم؛ با کوله‌باری پر ...

گفتگوی صمیمی و لطف دوست گرانقدر جناب آقای سعید رهنما

✳️سلام و درود بر شما جناب عاکف خودتونو بیشتر معرفی کنید برامون: 🖋بنام خدا و با سلام: جایی و چیزی برای معرفی بنده نیست جز اینکه ساکن کرمان  خیابان بهار کوچه‌ی خرداد پلاک بیست. و اینکه: هرکه از شاعری‌ام نام و نشان ...

یادداشتی کم و کوتاه برای همسرم

این فقط یک زن است که می‌تواند ساعت‌ها گذشته از  نیمه شبی، وقتی به هر دلیلی بی‌خوابی به سرش زده باشد برای او که دوستش دارد و خواب رفته‌است عکسنوشته و پست بگذارد و زودتر از همه مثلا تولدش را تبریک بگوید. ...