اینستاگرام ۱۶ مرداد تقدیم به “حاج رجب”

۱۶ مرداد ۹۵ وقتی رجب محمدزاده دیگر نبود ولی فیش های نجومی همچنان هستند

ایسنتاگرام امروز عاکف تقدیم به حاج رجب و دیگر هیچ

akef-instagram-16-mordad-95


از آه مبهم و سردش که مانده بی پاسخ
درست مثلِ معما؛ کسی خبر دارد؟
و حرف می زند و عشق می رسد با او
چِقَدْر مَرد و چه آقا! کسی خبر دارد؟!
پیامِ دردِ تفنگش، دویده خیلی تند
به سوی مردم حالا؛ کسی خبر دارد؟

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

اسکرین شات های قلّابی…

خسته ام از مکاتبِ تشویش خسته از شعرِ بی صدا، بی تو از مدل های “موج نو” در شعر از تمامیِ واژه ها، بی تو استیکرهای بوسه می رقصد در فضای مجازیِ یک شهر همه دور از حقیقتی مبهم همه درگیر بازی ...

سردیِ دی…

آمدم با غزلِ حادثه‌ی انسان‌ها شبِ تلخیست؛ شبِ شاعریِ هذیان‌ها ما همه خانه‌ به‌ دوشیم؛ چه باکی از مرگ؟ بگذارید بخوابیم به گورستان‌ها بگذارید که در سردیِ دی‌، با وحشت زیر بوران، بفشاریم به‌هم دندان‌ها شبِ تزویر، به تاریکیِ خود مشغول‌است تا ...

انتشار دو غزل یلدایی عاکف در نشریه ذوالفقار کرمان

چهارشنبه یکم دی ماه دو غزل از سروده های عاکف  با عنوان “زمستان” و “پاییز رفت و…” در شماره ۸۶۹ نشریه ذوالفقار کرمان منتشر شد: اول فصل زمستان، دل، بهاری می‌شود ژاله ی اشک غزل، بر صفحه جاری می‌شود در نشیب کوه ...