#ویژه_امروز:

جدیدترین غزل شاعره خوش قریحه‌ی اصفهانیakef-95-13

سرکار خانم زهراوهاب(ساقی)

به مناسبت عید سعید مبعث برایمان ارسال گردیده است. متن کامل این سروده ی آیینی زییا از نظر خوانندگان محترم می گذرانیم:

 

کوه نور از دامنش رنگ و ریا را دور کرد

جا برای خلوت روح محمد جور کرد

 

نبض دنیا توی رگهای زمین بیتاب زد

این تپیدن جور دیگر کوه را مسرور کرد

 

کوه میدانست مدیون همین مرد است که

آمد و شام حرا را غرق نور و شور کرد

 

کوه میدانست او را خلوت ختم رسل

تا جهان هست و بشر هست و زمان، مشهور کرد

 

کوه شاهد بود وصل عاشق و معشوق را

کوه از این خلوت فقط نامحرمان را دور کرد

 

چشمهای کوه ناظر بود بر پیغمبریش

تا خدا او را برای دین خود مامور کرد

 

دختران را زنده در قعر زمین میخواست جهل

زندگیشان را محمد آمد و مقدور کرد

 

کوه میفهمد یتیمی را “تعز من تشا”

در نبرد نور و ظلمت یک تنه منصور کرد

 

اتفاق ناب بعثت گر چه بی تکرار ماند

شام تاریک جهانی را ولی پرنور کرد

 

“ساقی” مهجور را یک جرعه می در روز عید

از شراب عشق احمد عاشقی مغرور کرد…

 

زهراوهاب.ساقی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

راه اندازی صفحه شخصی در توییتر

بنام حضرت دوست درود به چهارشنبه آخرین روز خرداد نودوشش بنا به پیشنهاد مهرآفرینان همراه، دوستان جان و همراهان مهربان، می‌توانند از امروز در کنار همه‌ی شبکه‌های مجازی، دلدادگی‌های بی سرو ته بنده را در صفحه‌ی شخصی راه اندازی شده در توییتر ...

یادداشت ادبی فاطمه حمزه پور(ناهید) به بهانه سالروز شهادت دایی ها و برادرها

هوالشاهد داداش‌ها و دایی‌ها! هنوز برایتان ننوشته‌ام نخواستم که بنویسم که مبادا بگویند با مرکب خون شما خودنمایی می‌کنم از هیچ موضوعی که مرتبط با شما باشد نگفتم هیچ جا از نسبتم با شما سخنی نگفتم مگر به دوستی خیلی صمیمی آن ...

درد چاه…

چشمم ابری و وا نشد بغضم باز باران و باز غوغا شد قطره‌ای بر قلم چکید امشب تا که این بیت‌ها مقفا شد درد صفین و نهروان در دل از زمانی که عدل را آورد مرد لبخندِ بی بضاعت‌ها بر سر چاهِ ...