حیاط کوچک ما(غزلی از زهره زند)

akef94-124دلم شکسته، چه اندازه شهر، دلگیر است

میان خاطره ها پای من به زنجیر است

نمانده سایه ی سروی به روی آجرها

ز چشم خسته، سرازیر، اشک تقدیر است

به پیش چشم من و خاطرات دیرینم

هزار شاید و اما… هزار تفسیر است

حیاط کوچک ما ،حوض آبی و ماهی

تمام خاطره ایم شبیه تصویر است

در این گذشت زمانه کنار تکبیرم

اذان ماذنه ها هم بدون تاثیر است

تمام شهر صدای مرا شنید؛ اما

به من بگو که چرا خنده هام دلگیر است

#زهره_زند یکم بهمن

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

زبان از تشکر قاصر است

بنام خداوند مهرآفرین سلامی چو بوی خوش آشنایی با تقدیم بهترین درودها خدمت دوستان جان و اهالی معرفت و عشق و زیبایی. در روزهای اول ورود به سی و پنجمین سال زندگی پرهیاهو و پر فراز و نشیب خودم؛ با کوله‌باری پر ...

گفتگوی صمیمی و لطف دوست گرانقدر جناب آقای سعید رهنما

✳️سلام و درود بر شما جناب عاکف خودتونو بیشتر معرفی کنید برامون: 🖋بنام خدا و با سلام: جایی و چیزی برای معرفی بنده نیست جز اینکه ساکن کرمان  خیابان بهار کوچه‌ی خرداد پلاک بیست. و اینکه: هرکه از شاعری‌ام نام و نشان ...

یادداشتی کم و کوتاه برای همسرم

این فقط یک زن است که می‌تواند ساعت‌ها گذشته از  نیمه شبی، وقتی به هر دلیلی بی‌خوابی به سرش زده باشد برای او که دوستش دارد و خواب رفته‌است عکسنوشته و پست بگذارد و زودتر از همه مثلا تولدش را تبریک بگوید. ...