گرگ شاسی بلند: شعری از سهیل پرند

akef94-43جدیدترین شعر کلاسیک آقای سهیل پرند، شاعر جوان ایرانی در قالب چهارپاره بدست ما رسید.

این شعر اجتماعی را از نظر خوانندگان عزیز می گذرانیم:

 

با تو من یک دلار خندیدم

ته جُردن برادرت گُم شد

خوش به حالت، پلنگْ میرقصی

گربه ات، موش شهر گندم شد

هِی طرف ! خوابِ واژه میبینی

هر چه بلغور کرده ای ، کافیست

در جهانی که مادرت زائید

سکه در واژه نامه هایش نیست

پا شو جوجه ، کجای این شهری

گرگ شاسی بلند ، بیرونه

پاشو جمع کن تموم بازی رو

عاشقت مست پیچ شمرونه

فُحش دادی به شهر بی شاعر

پدرت فصل جغد ها برگشت

ساعت خوابِ ، خواب درخوابی

شهر تو مُرده ، رأس ساعت هشت

حافظت شیشه میکشد انگار

سمت فردوسی ات دُلارانگیز

ناصرت را به خسرو آلودند

ایدز در خواب کودکت ، پرویز

نشئه باشی ، هنوز خوشبختی

جُم بخور…نشئه باش دیو‌ونه!

بسه با یک دلار خندیدن

فاحشه ، خنده هاش ارزونه

 

سهیل پرند

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

بگذارید بخوابیم به گورستان ها…

به نظر می رسد دوران ارتباط های فراگیر کنونی، در حال نقاشی تصویر جهانی خالی از اخلاق انسانیست. روزگاری، اهالی “قلم” و “هنر” وجدان بیدار این جامعه بودند. و گاهی سعی داشتند با نشان دادن سیاهی و سپیدی، روح افراد جامعه را ...

زخمی حادثه…

چهره‌ها حاکی از این بود که غمگین بودند عده‌ای آمده بودند و چه مسکین بودند زیر لب‌ها، شبحِ فقرِ دعا تاول داشت دست‌ها منتظرِ ساعت آمین بودند خواب، انباشته از حسرتِ گورستان بود مردگان، در شرفِ لحظه‌ی تلقین بودند رفته بودم به ...

اسکرین شات های قلّابی…

خسته ام از مکاتبِ تشویش خسته از شعرِ بی صدا، بی تو از مدل های “موج نو” در شعر از تمامیِ واژه ها، بی تو استیکرهای بوسه می رقصد در فضای مجازیِ یک شهر همه دور از حقیقتی مبهم همه درگیر بازی ...